خدايا
كدامين باد بي پروا
دانه ى اين عشق را
به سرزمين خواب من آورد؟
من به رويا بودم
و ديدم كه اين نيلوفر
شراره برزندگى من زده است
بي رحمانه بر روحم تاخته است
و مرا از كارو زندگي انداخته است
و نيلوفرانه
در همه هستي و زندگى من
ريشه دوانده است
و مرا به باغ رز و مريم كشانده است
لحظه.لحظه
بر من پيچيده است
به طوري كه من همه او
و او همه.من شده است
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386 19:42 توسط شیده
|